قاصد آمد که شخص مسوولی
طبق نقل و کلام منقولی
***
از تریبون یکی سخن گفتی
از فلانی و انجمن گفتی
***
قاصد این را ز روبرو گفتی!
هر چه را دیده موبهمو میگفت
***
ابتدا سرفههای ریزی کرد
زیر لب آه تند و تیزی کرد
***
جرعه آبی چو بر دهان آورد
سخن اینگونه بر زبان آورد:
***
من شنیدم فلان برادر گفت
با صدای کمی رساتر گفت
***
هم تورم و هم گرانی هست
نرخ این هر دو، تند و آنی هست!
***
عاقبت آن جناب مسوولی
کاملاً نرم و خوب و معمولی
***
نعره زد، گوش ملتی کر شد
اندکی نه، بسی مکدر شد
***
شاکی از دست آن فلانی شد
منکر هر مدل گرانی شد
***
مدعی شد که وضعمان عالیست
زیر پاهایمان پر از قالیست
***
غیر ارزن و دانۀ کفتر
نرخ چیزی نرفته بالاتر
***
رشد قیمت سریع و آنی، نیست
توی این مملکت گرانی، نیست
***
خنده بر لب چو میروی بازار
کی تورم دهد تو را آزار؟
***
هرکجا هرطرف که بنشینی
جنس چینی دگر نمیبینی
***
از همین رو کرایهها کم شد
جای مستأجران چه محکم شد
***
مالکان جمله آنچنان سیرند
پول پیش از کسی نمیگیرند
***
قاصد این گفت و رفت و راهی شد
خیره از من به وی نگاهی شد
***
بنده ماندم چه برزبان آرم
در مقابل چه بر دهان آرم
***
از همینرو برای لاپوشی
رفتهام توی جلد خاموشی!